حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴ Wednesday, 28 January , 2026 ساعت ×
زوال فرهنگ استاد–شاگردی و تهدید حیات هنرهای سنتی
  • ۱۴۰۴/۰۵/۲۶ ساعت: 13:32
  • شناسه : 9069

    در پنجاه سال اخیر، به ویژه پس از تغییرات اجتماعی و اقتصادی مدرن، فرهنگ استاد–شاگردی رو به زوال گذاشته و حیات هنرهای سنتی را به طور جدی تهدید می‌کند.

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    به گزارش راوی شیراز، در جوامع سنتی مانند ایران، هنرهای سنتی و صنایع دستی مانند نگارگری، نقاشی مینیاتوری، موسیقی ایرانی و صنایع دستی چون قالی‌بافی، عمدتاً در بستر کارگاه‌های استادکاران حفظ و منتقل می‌شدند. رابطه استاد و شاگرد فراتر از انتقال صرف فنون بود و شامل تربیت اخلاقی، حرفه‌ای و حتی شکل‌گیری یک زیست‌جهان فرهنگی می‌شد – جایی که شاگرد نه تنها مهارت فنی می‌آموخت، بلکه ارزش‌هایی مانند صبر، تعهد و احترام به میراث فرهنگی را نیز جذب می‌کرد.

    این نظام که ریشه در سنت‌های ایرانی-اسلامی دارد، برای قرن‌ها زنجیره‌ای از انتقال دانش را حفظ کرده بود. اما در پنجاه سال اخیر، به ویژه پس از تغییرات اجتماعی و اقتصادی مدرن، این فرهنگ رو به زوال گذاشته و حیات هنرهای سنتی را به طور جدی تهدید می‌کند.

    شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که این زوال نه تنها در ایران، بلکه در سطح جهانی در حال رخ دادن است، جایی که صنایع دستی سنتی در برابر رقابت صنعتی و تغییرات فرهنگی تسلیم می‌شوند.

    چند عامل کلیدی در این روند نقش داشته‌اند که بر اساس مطالعات و گزارش‌های میدانی قابل اثبات است که به تشریح برخی پرداخته شده است.

    عوامل اقتصادی؛ پرورش شاگرد برای استادکاران سنتی اغلب فاقد سودآوری است. در شرایط بازار ناپایدار، جایی که تولیدات صنعتی ارزان‌تر و سریع‌تر هستند، پذیرش شاگرد بار مالی و زمانی سنگینی بر دوش استاد می‌گذارد. برای مثال، در صنایع دستی ایران، گزارش‌های آسیب‌شناسی نشان می‌دهد که ضعف در تأمین مواد اولیه ارزان و نبود بیمه برای هنرمندان، انگیزه استادان برای انتقال دانش را کاهش داده است. در سطح جهانی نیز، بررسی‌ها از کاهش ۵۰ درصدی تعداد شاگردان از سال ۲۰۱۳ تاکنون خبر می‌دهند، که عمدتاً به دلیل هزینه‌های بالا و عدم بازگشت سرمایه است.

    عوامل اجتماعی و فرهنگی؛ جایگاه «شاگردی» که در گذشته نمادی از منزلت، صبر و تعهد بود، امروزه به دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت و مدرک‌محور تقلیل یافته است. آموزش‌های دانشگاهی و کلاسیک، که فاقد عمق تجربی نظام سنتی هستند، جایگزین کارگاه‌های عملی شده‌اند. پژوهش‌ها در ایران نشان می‌دهد که این تغییر، انتقال دانش ضمنی و اخلاقی را تضعیف کرده است. مثلاً در موسیقی سنتی ایرانی، منتقدان اشاره می‌کنند که تمرکز بر سبک‌های خاص، استادان نوآور را به حاشیه رانده و فرهنگ استاد-شاگردی را نابود کرده‌اند. در جوامع غربی نیز، کاهش وضعیت اجتماعی شاگردی، نسل جوان را از این مسیر دور کرده است.

    رقابت رسانه‌ای و مدرن؛ ظهور استادانی که با تکیه بر رسانه‌های اجتماعی و تبلیغات، هنرجویان را جذب می‌کنند، استادان سنتی‌تر را به حاشیه رانده است. این پدیده در ایران، جایی که استادان رسانه‌ای با تبلیغات، تقاضا برای آموزش سنتی را کاهش می‌دهند، مشهود است.

    در سطح جهانی، گزارش‌هایی از ژاپن در مورد شاگردی در هنرهای سنتی مانند بافت بامبو، نشان‌دهنده کاهش شاگردان به دلیل رقابت دیجیتال است. همچنین، بحث‌های شبکه‌های اجتماعی از کاهش شاگردان در کارگاه‌های مکانیکی یا خیاطی در کشورهای در حال توسعه خبر می‌دهند، جایی که جوانان به جای شاگردی، به دنبال درآمد سریع هستند.

    این زوال پیامدهای چندوجهی و مخربی دارد که شواهد میدانی و پژوهشی آن را تأیید می‌کند که این پیامدها موارد زیر را در بر می گیرد.

    جایگزینی آموزش تئوریک با کارگاه‌های سنتی؛ آموزش در آموزشگاه‌ها و دانشگاه‌ها، هنرجویان را بدون عمق تجربی لازم وارد بازار می‌کند. برای مثال، در نگارگری ایرانی، بدون نظام استاد-شاگردی، لایه‌های معنایی و تکنیک‌های سنتی از دست می‌روند. گزارش‌های جهانی نیز نشان می‌دهد که صنایع دستی مانند بافت توری یا آهنگری در حال نابودی هستند، زیرا استادان سالخورده بدون جانشین می‌مانند.

    حذف لایه‌های معنایی و اخلاقی؛ هنر سنتی همواره با ارزش‌های اخلاقی و فرهنگی آمیخته بود، اما این زوال این لایه‌ها را حذف می‌کند. در ایران، منتقدان اشاره می‌کنند که بدون این نظام، هنر به سطح فنی تقلیل می‌یابد و میراث فرهنگی مانند موسیقی سنتی نابود می‌شود.

    تضعیف زنجیره انتقال نسل‌ها؛ قطع این زنجیره، نسل آینده را از استادان کارآزموده محروم می‌سازد. آمار نشان می‌دهد که در انگلستان، تعداد فارغ‌التحصیلان صنایع دستی از ۱۲۰ هزار در دهه ۸۰ به تقریباً صفر رسیده است. در ایران نیز، پژوهش‌ها حاکی از انقطاع در هنرهایی مانند نقاشی سنتی است. بحث‌های آنلاین در مورد انقراض هنر در ایران، مانند از دست رفتن هنر شاهنامه‌ای، این تهدید را برجسته می‌کنند.

    از سوی دیگر شواهد پژوهشی تأیید می‌کند که ضعف فرهنگ استاد-شاگردی یکی از اصلی‌ترین عوامل تهدید حیات هنرهای سنتی است. لذا زوال فرهنگ استاد-شاگردی نه تنها مهارت‌های فنی را تهدید می‌کند، بلکه میراث فرهنگی و اخلاقی جوامع را نیز به خطر می‌اندازد. برای جلوگیری از این نابودی، نیاز به بازاندیشی جدی داریم؛ سیاست‌های حمایتی مانند تسهیلات مالی برای کارگاه‌های سنتی، بیمه هنرمندان، و احیای منزلت اجتماعی شاگردی از طریق برنامه‌های آموزشی ترکیبی (سنتی-مدرن). در ایران، تلاش‌هایی مانند تصویب شیوه‌نامه نظام استاد-شاگردی در فرهنگستان هنر می‌تواند الگویی باشد. بدون چنین اقداماتی، هنرهای سنتی ممکن است به طور کامل از دست بروند. بیایید با حمایت از استادان سنتی و تشویق نسل جوان، این گنجینه فرهنگی را حفظ کنیم – آینده هنرهای ما به آن وابسته است!

     

    یادداشت از مسعود منیعاتی رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی استان فارس

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.