به گزارش راوی شیراز، در سالهای اخیر پرسشی مهم در میان فعالان میراث فرهنگی و گردشگری مطرح شده است.
واقعیت آن است که این وضعیت تنها به یک عامل محدود نمیشود و ریشه در مجموعهای از مسائل مدیریتی، ساختاری و برنامهریزی همچون موارد زیر دارد.
تمرکز تصمیمگیری در سطح ملی
بخش عمدهای از پروندههای ثبت جهانی در نهادهای مرکزی و پایتخت تهیه میشوند و استانهایی مانند یزد، کرمان و اصفهان که از تیمهای تخصصی و ارتباطات قویتری برخوردارند، معمولاً فرصت بیشتری برای طرح و دفاع از پروندههای خود دارند.در مقابل، ساختار اداری و کارشناسی استان فارس در این زمینه ضعیفتر عمل کرده است.
نبود پروندههای آماده و مستندات فنی
برای ثبت یک اثر در فهرستهای جهانی، صرفاً داشتن ارزش تاریخی کافی نیست؛ پرونده باید دارای مستندات دقیق، طرحهای حفاظتی و برنامهی مدیریت باشد. بسیاری از قناتها، کاروانسراها و روستاهای تاریخی فارس هنوز از چنین پروندههایی برخوردار نیستند، به همین دلیل در زمان انتخاب نمونههای ملی، گزینههای دیگر استانها در اولویت قرار میگیرند.
ناپیوستگی مدیریتی و فقدان ثبات در برنامهها
پروندههای جهانی معمولاً طی چند سال پیگیری مداوم نیاز دارند. در فارس، تغییرات مکرر مدیریتی و نبود تداوم در سیاستها باعث شده بسیاری از طرحها نیمهتمام بمانند و هیچگاه به مرحلهی نهایی نرسند.
انسجام و تلاش جمعی بیشتر در سایر استانها
استانهایی مانند یزد و کرمان با تشکیل گروههای پژوهشی مشترک میان اداره میراث، دانشگاهها و بخش خصوصی، مسیر پروندههای خود را بهصورت هدفمند پیش بردهاند.
در نتیجه، در پروندههایی مانند «قناتهای ایرانی» یا «کاروانسراهای تاریخی»، فارس یا حضور ندارد یا تنها با یک مورد محدود (مانند کاروانسرای ایزدخواست) معرفی شده است.
در مجموع، مسئله اصلی کمبود میراث نیست؛ کمبود برنامه، ثبات و انسجام مدیریتی است و اگر فارس بتواند با تشکیل کارگروههای علمی و مدیریتی پایدار، پروندههای خود را بهصورت نظاممند تهیه و پیگیری کند، بهطور قطع ظرفیت بازگشت به جایگاه شایستهی خود در عرصهی جهانی را دارد.
در یک جمله؛ فارس عقب نمانده چون میراث و ظرفیت ندارد! عقب مانده چون برنامه و پیگیری منسجم نداشته است.
یادداشت از مسعود منیعاتی رئیس انجمن دوستداران میراث فرهنگی استان فارس





ثبت دیدگاه