به گزارش راوی شیراز، متن این بیانیه که با شعار “هر سیاهچادر، یک ایران فرهنگی” است به شرح زیر است؛
پیشینه جامعه عشایر ایران، ریشه در تاریخ، فرهنگ و هویت این سرزمین دارد. مردمان عشایر از قرنهای گذشته، شرق ایران را به غرب و شمال را به جنوب پیمودهاند و این حرکت تاریخی را «کوچ» نام نهادهاند.و در این مسیر همیشه نقش مهمی در حفظ خاک،دین ، فرهنگ اصیل ایران داشتند . عشایر ایران با تنوع قومی و فرهنگی،و سبک زندگی یکی از سه جامعه اصلی جمعیتی کشور محسوب میشوند. بر اساس آمار رسمی مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۰، بالغ بر یک میلیون و ۱۱۵ هزار نفر در قالب ۲۵۱ هزار خانوار بهصورت کوچنشین در کشور زندگی میکنند. صحبت فقط آمار نیست ما از جامعه سخت می گوییم که در مورد پیشینه فرهنگی این جامعه توان آمار نیست .
این جمعیت با نگهداری حدود ۲۹ میلیون رأس دام سبک، تأمین ۲۵ درصد گوشت قرمز کشور (حدود ۲۰۰ هزار تن در سال)، تولید ۳۵ درصد صنایع دستی کشور و برخورداری از ظرفیتهای عظیم میراث فرهنگی ملموس و ناملموس، یکی از ستونهای اصلی اقتصاد بومی، فرهنگی و گردشگری ایران بهشمار میروند.
در دنیای مدرن، بسیاری از کشورها در حال بازآفرینی و احیای سبک زندگی قومی و عشایری هستند تا از آن به عنوان ابزاری برای توسعه پایدار، گردشگری فرهنگی و حفظ محیط زیست استفاده کنند. حال، آیا میتوان بهراحتی پیامدهای انحلال سازمان امور عشایر ایران را که در سالهای اخیر با اقدامات مؤثر رفاهی، زیرساختی و اجتماعی توانسته است نقش پررنگی در پایداری این جامعه ایفا کند، نادیده گرفت؟
عشایر همواره در پدافند غیرعامل انسانی، حفظ مرزها، صیانت از دین و میهن و ایفای نقش تاریخی در انسجام ملی پیشقدم بودهاند. این جامعه با زیست هماهنگ با طبیعت، تولید مستمر در شرایط دشوار و حفظ ساختارهای اجتماعی ایلی، نقش بیبدیلی در تاریخ و امنیت ملی ایران داشته است.
با ورود به هر سیاه چادر و منزل هر خانواده عشایر گویی وارد یک موزه فرهنگی شده ایم ، کجای دنیا می توان این پتانسیل را داشت.
طرح انحلال سازمان امور عشایر کشور، پیامدهای سیاسی و اجتماعی در بر خواهد داشت
در حوزه گردشگری و توسعه پایدار، کشورهای بسیاری با جمعیت و تنوع قومی کمتر از ایران، از عربستان ، فرانسه ، اسپانیا ، کانادا ، عمان ، ازبکستان و از جمله میتوان به یک الگو موفق مغولستان، توانستهاز سبک زندگی عشایری برای جذب گردشگر، ارزآوری چندمیلیون دلاری و ایجاد اشتغال پایدار استفاده کنند. ایران نیز با تنوع قومی و فرهنگی عشایر، ظرفیت تبدیلشدن به یکی از مقاصد مهم گردشگری قومی (Tribal Tourism) در جهان را دارد.
بجای تصویب طرح جامع توسعه گردشگری عشایر که سالها روی آن کار شده ما شاهد طرح انحلال سازمان متولی این جامعه ارزشمند هستیم .
طرح انحلال سازمان امور عشایر کشور، پیامدهای جدی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در پی خواهد داشت. بیتوجهی به ساختار تاریخی عشایر میتواند منجر به مهاجرت گسترده عشایر به حاشیه شهرها شود؛ پدیدهای که نهتنها فرهنگ ایلی و هویت قومی را تهدید میکند، بلکه پیامدهای اجتماعی و امنیتی نیز خواهد داشت.
زن عشایر که نقش مهمی در چرخه تولید و اجتماعی عشایر دارد ، با نبوغ و احساس، دستبافتههایی خلق میکند که بازتاب طبیعت و شیوه زیست اصیل است؛ این میراث را نمیتوان نادیده گرفت. همچنین تجربه و دانش چند دههای کارشناسان سازمان امور عشایر در زمینههای مختلف از جمله دامداری، صنایع دستی، مدیریت کوچ، تأمین آب و خدمات رفاهی، میراثی ارزشمند است که با ادغام یا انحلال، ضعیف و کمرنگ خواهد شد.
ما شاهد تلاشهای قابل توجه رئیس محترم سازمان امور عشایر و کارشناسان این نهاد در سالهای اخیر برای بهبود وضعیت رفاهی، معیشتی و فرهنگی جامعه عشایر هستیم. کارشناسان این سازمان با سالها تجربه میدانی، نقش مهمی در پایداری این جامعه دارند و هرگونه ادغام یا انحلال میتواند این اقدامات را تضعیف کند. انحلال سازمان امور عشایر، دارای پیامدهای جبرانناپذیر است که تبعات فراوانی در پی دارد.
جامعه عشایر ایران، ذخایر ارزشمند نژادی دامها از جمله گوسفند، اسب و شتر را در اختیار دارد؛ گنجینهای که قرنها توسط همین مردم حفظ شده است. با نگاهی کارشناسانه و تخصصی میتوان در تمامی زمینهها از ظرفیتهای عشایر بهرهبرداری پایدار کرد؛ بهویژه گردشگری میتواند نقش مهمی در این مسیر ایفا کند و پیوندی میان فرهنگ، اقتصاد و طبیعت برقرار سازد.
عشایر ایران میراثداران گویشهای باستانی، ادبیات بومی، بازیهای محلی، خوراکهای سنتی، آداب و رسوم اصیل و پیشینه تمدنی غنی هستند. مهمترین ویژگی این جامعه در دنیای مدرن، مهماننوازی و سادهزیستی است؛ گنجینهای زنده که باید به جای حذف نهادهای پشتیبان، آن را با آموزش، پژوهش و گردشگری پایدار تقویت کرد.
بنابراین، طرح انحلال سازمان امور عشایر ایران، بدون مطالعه کارشناسی عمیق و بررسی پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت، میتواند به تضعیف یکی از سه جامعه مهم جمعیتی کشور بینجامد. به جای این رویکرد، لازم است با بهرهگیری از ظرفیتهای دامداری سنتی، صنایعدستی، گردشگری قومی و حفاظت از محیط زیست، برنامهای علمی و مدرن برای توانمندسازی جامعه عشایری تدوین شود
در پایان، امیدواریم با تدبیر ریاست محترم جمهوری، اعضای دولت و سایر مسئولان مربوطه، این تصمیم بهصورت کارشناسیشده مورد بازنگری قرار گیرد و به جای انحلال، با تقویت ساختارها، از ظرفیت عظیم عشایر در مسیر توسعه پایدار کشور بهرهبرداری گردد.
اسماعیل خسروانی دبیر میز ملی گردشگری عشایر ایران





ثبت دیدگاه